راههای شناسایی پیامبران

بحث ساده از این ویژگیها را باید به سالهای چهارم و پنجم دبستان موکول کرد تا زمینه فکری و تجربیات لازم برای کودکان بدست آمده باشد.

عصمت:  درباره ضرورت  عصمت پیامبران می توان به معلمی اشاره کرد که خود درس را خوب نمی داند و مطالب درسی را به اشتباه و غلط برای دانش آموزان بیان می کند یا به پزشکی اشاره کرد که در زمینه کار خویش مهارت و آگاهی کافی ندارد  و خود نیز به امراض گوناگونی مبتلا شده است آیا چنین فردی می تواند بیماریهای دیگران را علاج بخشد؟سرانجام عمل به گفته های او چه خواهد بود؟ یا به راهنمایی اشاره کرد که خود راه را خوب نمی داند و هر لحظه امکان دارد دیگران را از جاده منحرف سازد و همگی در پرتگاهی سقوط کنند  از دانش آموزان خواسته می شود تا نتایج ناگوار پیروی از چنین افرادی را به صورت گفتگوی کلاسی یا نگارش داستان یا اجرای نمایش نامه مطرح کنند ،سپس معلم نتیجه گیری می کند که پیامبران نیز برای هدایت و راهنمایی مردم باید از گناه و اشتباه و فراموشی به دور باشند تا وظیفه الهی خود را به خوبی انجام دهند.

معجزه: برای توجیه کودکان در فهم این معنا و دلیل آن به عنوان یکی از راههای شناسایی پیامبران می توان دانش آموزان را به این تجربه متوجه ساخت که آیا تا کنون چیزی پیدا کرده اند که صاحب آن را نشناسند؟ آیا هر کس که ادعای مالکیت آن را داشته باشد ادعای او را می پذیرند؟ مگر نه این است که برای درستی گفته او دلیل و شاهدی طلب می کنند ؟ در مورد پیامبران هم چنین است یعنی هر کس نمی تواند ادعای پیامبری کند بلکه باید برای راستگویی خود نشان مخصوصی داشته باشد که دیگران از انجام آن عاجز باشند و بدون تمرین و فراگیری از دیگران به دست آمده باشد تا مشخص شود که معجزه با شعبده و جادوگری که هر کس ممکن است آنها را فرا گیرد متفاوت است او این قدرت را از طرف خدا به دست آورده است و پیامبر خداست این نشان مخصوص معجزه نامیده می شود برای تدریس این مفهوم می توان از دانش آموزان خواست تا تجربیات خود را در زمینه پیداشدن اشیای گمشده و تحویل آن به صاحبش باز گو کنند یا موقعیتی فراهم آورد تا آنان را در عمل این مساله را تجربه کنند.

وحی:در بیان تحقیق درباره مفهوم وحی در نظر کودکان روشن گردید که آنان تا پایان دوره دبستان برداشت صحیحی از مفهوم وحی ندارند و از آن جا که این مفهوم کاملا انتزاعی است و فهم آن به مقدماتی نیاز مند است که طرح آنها در این سنین ممکن نیست تنها باید به بیان ساده ای از این معنا اکتفا کرد که پیامبران مطالب و علوم مور نیاز خود را از طریق خدا دریافت می کنند چرا که تنها خدا از همه آگاه تر است و او بهتر از هر کس می داند که ما در زندگی به چه چیزهایی نیازمندیم. برای این که برخی مادی انگاریهای موجود نیز نفی گردند می توان از چنین عبارتی استفاده کرد و وقتی قرآن می گوید :خدا سخن گفت ،خدا پاسخ داد ،خدا صدا زد،نباید فکر کنیم که خداوند مثل انسان است .هنگامی که خداوند با پیامبر خود سخن می گوید ،این طور نیست که به وسیله دهان یا یک وسیله ای مثل بلندگو با او صحبت کرده باشد ،بلکه برای این کار موجود دیگری را به نام جبرییل انتخاب کرده است .