در سوگ خورشید...

"با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم."

امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است ، نام او پرچم انقلاب ، راه او راه انقلاب و اهداف او اهداف این انقلاب است .

به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن

 فاطمه علیها السلام بزرگ ترین حامی و فدایی ولایت بود.   فاطمه علیها السلام شیداترین پروانه ی شمع امامت بود.  فاطمه علیها السلام پروانه ی عاشقی بود كه با سوختن و فداسازی  خویش درس ولایت مداری و امام محوری را به همگان آموخت.  آری، این فاطمه بود كه به همگان  آموخت امام بر حق چون كعبه  است كه تمام مردم بایستی بر گرد او طواف نمایند.  این فاطمه بود كه یگانه ترین اسوه دهی را در همراهی با ولایت ادا ساخت. همو كه پهلویش شكست و در خون نشست، اما لحظه ای از یاری ولی امر خویش از پای ننشست. انتخاب روز ولادت حضرت زهرا (س) به عنوان روز زن به معنای  انتخاب زیباترین و مقدس ترین الگو برای زنان مسلمان و زنان همه  ی جهان است. آنگاه كه رسول اكرم (ص) فاطمه را پاره ی تن خویش  می خواند، به جهانیان می آموزد كه جلوه ی والای كرامت انسانی و  اخلاق اسلامی را در این چهره ی مقدس جستجو كنند و مادران جهان،  شعاعی از این خورشید درخشان برگیرند و كانون حیات انسان ها را  گرم و روشن سازند. زنان می توانند از رهگذر اسوه پذیری از سیره ی حضرت زهرا علیها  السلام به چنان فضیلت و جامعیتی دست یابند كه در شمار یاوران ویژه  ی امام عصر (عج) قرار گیرند. چنان كه امام باقر (ع) فرمودند:  «سوگند به خدا 313 نفر نزد مهدی (عج) در مكه گرد می آیند كه 50  نفر از ایشان زن هستند.»

 اللهم عجل لولیك الفرج  

همنشین موسی در بهشت

نقل شده که موسی بن عمران – علی نبینّا و آله علیه السلام – روزی هنگام مناجات با خداوند، از پروردگار در خواست می‌کند که هم مقام و رفیق او را در بهشت به وی معرفی فرماید. خطاب آمد جوانی است در فلان ناحیه که همنشین و هم مقام تو در بهشت برین است. حضرت موسی به سراغ او آمد. دید جوانی است قصاب، از دور مراقبت کرد تا ببیند چه عمل فوق العاده و کار پر ارزشی از وی صادر می‌گردد که لیاقت چنین مقامی را پیدا کرده است تا در مقام یک پیغمبر قرار گیرد. ولی هر چه بیشتر مراقبت کرد، کمتر موفق گردید. تا شب هنگام که جوان، محل کار خود را ترک کرده و رهسپار خانه شد.
حضرت موسی بدون آنکه خود را معرفی کند، نزد وی آمد و از او خواست تا آن شب را میهمان جوان باشد و در خانه وی بسر برد تا شاید از این راه به ارتباط خاصش با خداوند پی برده و رمز علو مقام او را در بهشت در یابد. جوان در خواست حضرت را پذیرفت و او را با خود خانه برد. وی دید هنگامی که جوان وارد خانه شد، قبل از هر چیز غذایی آماده ساخت. آنگاه به سراغ پیرزنی که دست و پایش فلج شده و از کار افتاده بود، رفت و با صبر و حوصله خاصی، لقمه لقمه از آن غذا در دهان آن زن گذاشت تا سیرش کرد. سپس لباس او را عوض نمود و او را در انجام قضا حوائجش با مهربانی کمک کرد. آنگاه زن را در جای مخصوص وی قرار داد. حضرت موسی که مراقب آن جوان بود، دید در آن شب جز وظایف مذهبی خود، عمل دیگری انجام نداده، نه دعای نیمه شبی دارد نه ناله و آه و مناجاتی و نه هیچ عمل فوق العاده‌ای دیگر. فردای آن شب، پیش از آنکه از خانه خارج گردند، حضرت موسی دید جوان به آن غذا داد و صمیمانه در انجامش کارهایش به او کمک کرد. هنگام خداحافظی حضرت موسی از جوان پرسید: این زن که بود و پس از آنکه تو به او غذا می‌دادی چشمی به سوی آسمان می‌دوخت و کلماتی بر زبان می‌راند آن کلمات چه بوده است؟جوان گفت: این زن مادر من است و هر بار که من به او غذا می‌دهم و او را سیر می‌کنم درباره من دعا می‌کند و می‌گوید خدایا به پاداش این خدماتی که فرزندم نسبت به من انجام می‌دهد او را همنشین و رفیق موسی بن عمران در بهشت برین گردان. هنگامی که حضرت موسی این جریان را شنید تکانی خورد و به جوان مژده داد که دعای مادر درباره تو مستجاب گردیده است. رعایت نمودن حقوق پدر و مادر، اینگونه موفقیتهای دنیوی و معنوی نصیب فرزندان می‌سازد پس در احترام به آنها و ادا حقوق آنان کوشا باشیم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مي تواني او را مادر صدا کنی

 

کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و پرسيد. مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد اما من به اين کوچکي بدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد : از بین تعداد بسياري از فرشتگان من يکي را براي تو در نظر گرفته ام او از تو نگهداري خواهد کرد اما کودک هنوز مطمئن نبود که ميخواهد برود يا نه ؟  اما اينجا در بهشت من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم واينها براي شادي من کافي هستند .خداوند لبخند زد.فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد.تو عشق اورا احساس خواهي کرد کرد و شاد خواهي بود . کودک ادامه داد : من چطور مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان انها را نميدانم خداوند او را نوازش کرد و گفت فرشته تو زيبا ترين وشيرين ترين واژهايي را  که ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني کودک با ناراحتي گفت .وقتي ميخواهم با شما صحبت کنم ؟
اما خدا براي اين سئوال هم پاسخي داشت؟ فرشته ات دستهايت را در کنار هم قرار خواهد داد وبه تو يادخواهد داد که چگونه دعا کني کودک سرش را برگرداند و پرسيد. شنيده ام که زمين انسانهاي بدي هم زندگي ميکنند. چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو محافظت خواهد . حتي اگر به قيمت جانش تمام شود. "کودک با نگراني ادامه داد."من هميشه به اين دليل که ديگر نميتوانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود خداوند لبخند زد گفت:"فرشته ات هميشه در باره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه باز گشت نزد من را خواهد آموخت:گرچه من هميشه در کنار تو خواهم بود.کودک مي دانست که بايد به زودي سفرش را آغاز کند او به آرامي يک سئوال ديگر از خدا پرسيد:"خدايا اگر من بايد همين حالا بروم "نام فرشته ام را به من بگو!؟خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:"نام فرشته ات اهميتي ندارد . مي تواني او رامادر صدا کنی.